تبليغاتX
آری بـــاری ... کس کــاری
آری بـــاری ... کس کــاری
شود کـوه آهن چو دریـای آب ... اگر بشنـود نام آرش به خواب

سلام ... من هنوز برنگشتم ها!! این پست مال قبلا ها بود ... ثبت موقت بود ... حالا اوکی کردم .. دلم نیومد نذارمش ... آخرش ما آدم نشدیم

ساسی مانکن، حسین مُخته، علیشمس!

در ابتدا نباید این نکته رو از قلم انداخت که هر کی از ننه ش قهر می کنه میاد اون حلقشو وا می کنه و...

با توجه به اینکه حشرات هم به تازگی به جمع رپرها پیوستند و جوادها هم که با رپرها فرقی ندارن به اطلاعتون می رسونم که جمیع ساس های مقیم بلاگفا و انجمن سوسیال دمکرات حشرات و برو بچه های جواد تپه کمال تشکر رو از این آقایون خواننده داشتند. به همین ترتیب القاب زیر به نو رپرهای عزیز پیشنهاد می شه:

سوسکی خوشگله،حسن تحفه،ممد قمر،خر خاکی دلبر و....

1- واسه قلب تو منم کاندیدا/بدون عاشق تو شدم پارمیدا

مفسران بعد از تحقیق وتفحص طولانی اصل این بیت را به هیلاری کلینتون نسبت دادند که چنین بوده: واسه جمهوریت منم کاندیدا/ بدون عاشق تو شدم آمریکا!

که هیلاری خانوم به علت عدم تسلط به زبان فارسی این سوتی حجیم رو داده!

2- مصرع حیاتی بعدی که تحلیل گران به آن اشاره کردند: آخه چقدر خوشگلی تو بی شرف!

چند حالت وجود داره:

الف) به زن جماعت نباس رو داد. واس همین باید بی شرفو درجا بگی که تعریف کردی همچی زیاد خوشحال نشه!

ب) همه خوشگلا بی شرفن مگه نمی دونستی؟

ج) اَه اَه من از اولش از این پارمیدای {...} بدم می اومد! هی ساسی گفت بیا بخون منم گفتم به شرطی که بذاره تو قسمت خودم یه فحش به پارمیدا بدم!

3-تو سرما هم بی کاپشنی/ تو مانکن بی ساکشنی!

این بیت مصداق این جمله است: همه ی پسرها خرند مگر اینکه خلافش ثابت بشه! ( پسرهایی که خواننده ی وبلاگ بنده هستید اصلاً به خودتون نگیرید شماها خلافشو ثابت کردید!) آخه اسکل عزیز! وقتی تو سرما کاپشن نمی پوشه لابد اون زیر یه پلیور پوشید و گرنه عمراً حاضر بشه سرما بخوره و اون صدای وحشتناکش واسه تو تودماغی بشه. بعدشم نمیاد بهت بگه عزیزم این هیکل قناصمو می بینی عین هویجه؟... همش ساکشنه!

4- دوست دارم بیای باهام پاریس/ یا که بریم جزایر مارماریس

در این جا شاعری چنین جوابیه داده: «خالی نبند بهر کسی/ اول خودت دوم کسی» یه شاعر دیگه هم به نام آرش بن هاتف اصفهانی میگه:«بدجوری کلک کلک می زنم/من خالی بندم.....باز لاف زدم دیوونه/این رسم این زمونه...» ببین پارمیدا خانوم من کی بهت گفتم! بعد نری بگی این که خونشون خانی آباده، پاریس که هیچی محلات هم منو نمی بره و خرجی نمی ده و از این حرفاها...!

5- بوس بده چون که خشکه لب من...

در این بیت معلوم میشه که همه ی ما تا اینجا سر کار بودیم و پارمیدا اسم یک مارک ویتامین A و مرطوب

کننده است! پیام بازرگانی میان برنامه: پارمیدا رو می شناسم ازش برای تقویت عضلات دهنم استفاده می کنم!... با محصولات پارمیدا همیشه شاداب و زیبا!

6-تو پیشی منی و میاو/ پس عشوه نریز و بیاو!

بله پس پارمیدا علاوه بر اسم جدید ایالات متحده آمریکا و مرطوب کننده اسم یک گربه هم هست(واقعاً شاعر آرایه ی ایهام رو چه زیبا در سطر سطر نه ببخشید در بیت بیت شعرش به کار گرفته!). در واقع پارمیدا اسم گربه ی این سه نفر بوده که از ترس روانی شدن دمشو گذاشته رو کولش و فلنگو بسته... این سه تا هم چون موجود بینوای دیگه ای نبوده که کرمشونو بریزن یه آهنگ در وصفش خوندن که برگرده!

7- بین همه باز بیست تو میشی و/ واست می خرم یه میتسو بیشی

رجوع کنید به توضیحات مورد 4!

8- با تو وجود من رفت تا اوج/ فدات می شم تو روزای فرد و زوج

واقعاً به به! وجود ایشون هم فرده هم زوج! وگرنه چطوری تونسته هم تو روزای زوج و هم فرد در سطح شهر تردد کنه و فدای پارمیدا بشه؟ سردار نقره ای و دست اندرکارن در راستای حمایت از این قسمت آهنگ یکصدا فریاد زدند: بچه ها مچکریم! بچه ها مچکریم! رعایت طرح زوج فرد برای کاش ترافیک توسط شما نوگلان جامعه ستودنی است!... از دپارتمان ریاضیات دانشگاه های هاروارد و آکسفورد و ام آی تی و... هم چندتا ای میل داشتیم که در خواست کردن شماره پلاک وجودتون رو هرچه زودتر برای ما ارسال کنید تا ما این عددی رو که هم زوجه و هم فرد از نزدیک ببینیم تحقیقاتمون مختل شده اساسی!

9- و در پایان: پارمیدا؟ کجایی پَ؟

در رابطه با حذف س از آخر "پس" 4 گزینه داریم:

1) وقت گفتن س رو نداشتند!

2)  پس بی س قشنگ تره! اَه اَه پس چیه؟ کلمه انقدر جلف؟

3) حذف سین به قرینه معنوی

4) کفر علیشمس در اومده بوده می خواسته بگه پَدر سگ(لهجه هم داشته گویا!) همکاران هم این فحش رکیک رو حذف کردند!

طبق پاسخنامه سازمان سنجش گزینه 3 درسته! گرچه شورشی به پا شد و همه ی معلم های Rap و Hip Hop جلوی سازمان سنجش بست نشستن که این سوال خارج از کتابه ولی کارشناسان گفتند که اگر جمله ی اول پاراگراف دوم صفحه 10 کتاب حسابان رو کنار «فکر کنید» صفحه 54 فیزیک 2 میذاشتید و با توجه به اینکه درس یازدهم ادبیات سال سوم راهنماییتون هم یادتونه یه نمودار می کشیدید جواب دادن به این تست 20 ثانیه بیشتر وقتتون رو نمی گرفت. درسته که سوالای کنکور مفهومی تر شدند اما نبع طرح سوالات فقط کتاب های درسی شماست!

بله دوستان امیدوارم از برنامه ی امشب ما هم لذت برده باشید!تا تحلیل های سازنده ی بعدی شب خوش و خدانگهدار!

دلم واسه همه ای دون تنگ میشه

 

ارسال در تاريخ دوشنبه نهم شهریور 1388 توسط آرش

علی رغم میلی باطنی دیگه مجبور شدم این عکس رو بذارم

میخوام یه قولی ازتون بگیرم ... یادتونه واسه خوش فکر همتون اومدید نظر گذاشتید و کمکش کردید ... اونم تشکر کرد و گفت که می خواد یه رتبه خوب بیاره تو کنکور تو مایه های ۱ تا ۳ (علی ... علی)

به من گفته که تو وبم اعلام کنم ... واسه همین یادتون نره تو تقویمتون مرداد سال دیگه بیاید همین جا جشن داریم ... همتون دعوت شدید ... پس مرداد ۸۹ ...

 بـــــــــای

ارسال در تاريخ شنبه هفتم شهریور 1388 توسط آرش

سلام بچا ( بر وزن بجا و به معنیه بچه ها!!) .... از کلمه هایی است که توسط اصفهانیا درب و داقون شده!!

قوربونت بره بابا ... عزیزم ... پاره بشه چشم حسود ... الهی بترکه شکم شمسی خانم ... الهی عفت خانم کچل بشه ... الهی دماغ بابا رامین بره زیر تریلی ... بیا یه بوس بده بابا ... آهااااااااا ... مربا بده بابا ... ماااااااااااچ  

دخترم ... تاج سرم ... شوهر نکرد ... موند به سرم!!

دخترمه که تازه از حبس اومده ... گلی (گلاره) رو میگم ... ۵۰ تا شوهر رو نابود کرده ... ۱۶ نفر رو هم متواری کرده ... ۳۰ تا هم مفقود الجسد شدن ... خاکستر ۶۰ نفر رو هم ریخته تو دستشویی ... قصد داره تا آخر امسال رکورد ساراناز رو بزنه ... میگه بابا نذر کردم تا ۲۰۰ ٬ ۳۰۰ برم ... آخی عزیییزم ... حکومتیه واسه خودش ... اینقد دوسش دارم ...

یه وخ نزنه به کلتون دست حاجی رو بگیرید ٬ بیاید خونه بگید مارو به غلومی و اینا قبول کنید ها ... من که دختر ترگل ورگلم رو از تو جدول نیاوردم که ... به کس کسونش نمیدم ... آره ...

زیر نویس : اگه یه خانم با شخصیت تو تاکسی بشینه جفتت بعد ییهو بی مقدمه گوشیشو درآره بگه تو جواب بده چکار میکنی؟ ... 

۱- میدم بغلی میگم دست به دست از پنجره بنداز بیرون!!

۲- به خانمه شماره میدم ...!!

۳- بچه مثبت بازی در میارم و میگم آقا من پیاده میشم

۴- تو گه میخوری کاری بکنی مگه تو درس و زندگی نداری ... علط کردی گوشی دختر مردم رو جواب بدی ... میخواد دودر کنه خب بکنه ... به تو چه ... این خوش فکر و دیدی آدم نشدی؟ دیگه حق نداری سوار تاکسی بشی ... با خر میری اینور اونور ... تازه دربست هم میگیری که کسی جفتت نشینه ... ا .. یعنی چه ...

زیر نویس : امروز افطاری خیلی چسبید ... نمیدونم چی ریخته بودن تو چایی .... اینقد چسبید که موقع دستشویی رفتن اذیت شدیم (رانی تو روتون ) نه ولی یه همسایه جدید اومده تو مجتمع که یه زوج هندی هستن ... امروز همچین با اون لهجه اش بم گفت قبول باشه که قند تو دلم کپک زد ... خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم جدی میگم ... حیف که دختر هم سن من ندارن وگرنه واسه عباس میگرفتم یکیسشو!!

زیر نویس : فردا شب هم افطاری خونه عباس اینا هستیم دلت بسوزه ... شام تخم مرغ داریم

زیر نویس : شاید دیگه این وبلاگ رو آپ نکنم ... البته زیاد رو حرف من حساب نکنین!!

بای تا های

 

ارسال در تاريخ سه شنبه سوم شهریور 1388 توسط آرش

شــدم بـــا چــت اسيــــر و مـبتـلايــش   شبــا پيـغـــام می دادم  از بــرايش
به من می گفت هيجده ساله هستم   تو اسمت را بگو، من هاله هســتم
بـگفتـم اســـم مــن هـم هسـت آرش   ز دست عاشقی صـــد داد و بيــداد (چه ربطی داشت!)
بگفـت هــــالـه ز مـوهــــای کــــمندش   کمـــان   ابــروان  ،  قــــد  بلنـــدش
بگفت چشمان من خيـلی فريبـــاست   ز صــورت هم نگـــو البته زيبــاسـت

نــديده عـــــاشـق زارش شـــــدم مـن   اسـيرش گشتـه بيمارش شدم مـن
ز بـس هر شـب به او چت مي نمودم   به او مـــن کم کم عادت مي نمــودم
بــــــرای ديــــدنـش بـــی تـــاب بـــودم   ز فــکرش بی خور و بي خواب بـودم
بـه خـــود گفتم کــه وقـــت آن رسيـده   کــه بينـم چـــهره ی آن نــــور ديـــده
به او گــفتم کـه قصدم ديــدن تـــوست   زمــــان ديـــدن و بــوييـــدن تــوسـت
ز رويـــــارويــی ام او طـــــفره می رفت   هــراســـان بـود او از ديـدنم سـخــت
خـــلاصــه راضــی اش کـــردم به اجبار   گــــرفتـم روز بعـــدش وقــت  ديـــــدار
رسيـــد از راه، وقــــت و روز مــوعــــود   زدم از خـــانـه  بيـــرون  انــدکـی  زود
چــــو ديــدم چهره اش قلبم فرو ريخت   تو گويي که "زبل خان" بر من آويخت
نــديــــدم مــن  اثــر  از قــــــد رعنــــــا   فـقــط دیــدم زبـــل بنشسته آنـــجـــا
مســـن تـــر   بـــود   او  از مــادر  مـن   بشــد صــد خــاک عـالـم بر ســر من
ز تــرس و وحشتـــم از هـــوش رفــتم   از آن ماتــم کــده  مــدهـوش  رفتـــم
بگـــفتم سـرگــذشتــم را  بــه  "آرش"   بـــه شعــر آورد او هــم بـهـــر کـارش

همـی دانــم کــه بعد از خـواندن شعر   زبــــــل آیــد مــرا از تــه  دهـــد  جــــر

ولــی ایــن هـا همـه بــی مــزگی بود   ز بـــهر خنــده  و  دلبــستگـی  بـــــود

بدان آرش دلش کوچیک و صاف است   زبــانـش هـم، کنـون اندر غلاف است

 

 زیر نویس : چند تا بیت اولش مال یکی دیگه اس ولی آخریاش رو خودم اضافه کردم ... هویجوری خواستیم ابراز وجود کنیم ...

زیر نویس : از اونجایی که زبل خان خیلی بچه باحال و با ظرفیتیه اسمشو تو شعر آوردیم ...

 

ارسال در تاريخ شنبه سی و یکم مرداد 1388 توسط آرش

 

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 توسط آرش
قالب وبلاگ